![]() |
شیطونک باحال |
![]() |
| هزاردستان |
|
ببینید و حال کنید
|
|
تقدیم به او که فقط من میدانم و خودش
تقدیم با احترام به امیدی که مورد پسند باشد
|
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه 31 شهریور1384ساعت 6:38 بعد از ظهر به قلم حسین |
|
|
×××××××× تبریک نامه ××××××××××××××
|
![]() با سلام و درود فراوان به شما دوستان ![]()
اول از همه فرا رسیدن نیمه شعبان و دوم هم اینکه از اینکه چند روزبود ابدیت نکردم ، معذرت میخوام واما حالا بخاطر این تاخیر و برای اینکه شما تو این عید سعید ، لبخندی بر لبتان جاری شود ، به چند لطیفه بسنده کرده و امید که مورد قبول واقع شود . ۱ - به " حسن دین دین" ۲ - " کوتل نیان " ۳ - تركه تو كليسا نشسته بوده، يهو ميبينه يه دختر ۴ - حسن دین دین خوب دوستان امد وارم که مورد توجه شما قرار گرفته باشه . راستی نظر یادتون نره |
|
2 نوشته شده در
سه شنبه 29 شهریور1384ساعت 6:52 قبل از ظهر به قلم حسین |
|
|
!!!!!!!!! بخونید . خبر جدیده !!!!!!!!1
|
|
با سلام به شما دوستان گلم .
من از همین امروز یا بهتر بگم از همین حالا سه بخش جدید به وبلاگم اضافه کردم .که امیدوارم شما هم خوشتون بیاد و هم همکاری لازم رو بفرمایید . یعنی اینکه به نظرسنجی رفته و نظر خودتون رو بدید و در قسمت خبرنامه هم ثبت نام کنید. از شما ممنون و سپاسگذارم . نظر هم در مورد مطالب یادتون نره . خدا حافظ |
|
2 نوشته شده در
یکشنبه 27 شهریور1384ساعت 8:0 قبل از ظهر به قلم حسین |
|
|
×××××× ثبت مطالب به شیوه جدید ××××××××××××
|
|
باسلام به همه شما دوستان خوبم . امروز چند خبر داغ و دست اول براتون دارم که امیدوارم خوشتون بیاد.
اول از همه میلاد حضرت" علی اکبر" رو به همه شما تبریک میگم . دوم هم اینکه من دیشب یه وبلاگ جدید راه انداختم که قراره خیلی توپ باشه و شما برای ورود به اون کافیه که فقط روی کلمه "شیطونک بی خیال" کلیک کنید . سوم هم اینکه قراره از این پس کلی خبر و عکس و موزیک ودیگر چیزها روی وبلاگم واسه شما بزارم . و آخریش هم اینه که میخوام بزودی یه لوگو برای وبلاگم درست کنم و اونو همین گوشه ها بزارم . اینم چند تا خبر دست اول : نمیدونم شما یادتون هست که چند وقت پیش ، یه دختر خانم خوشکل ایرانی تو کانادا، برای دومین سال پیاپی بعنوان دختر شایسته سال کانادا انتخاب شد. خانم " رامونا امیری" که شما عکس اونو می تونید ببیبید . ،*** فعلأ برای همین چند موردنظراتخودتون رو بدین تا ببینیم بعد چکار باید بکنیم . **** با تشکر از شما . خدا نگهدار . |
|
2 نوشته شده در
شنبه 26 شهریور1384ساعت 2:52 قبل از ظهر به قلم حسین |
|
|
#### معرفی یک جناب ####
|
|
سلام به همه شما دوستان خوبم که به من لطف دارید
شما شاید یادتون باشه که یکی دو هفته پیش یک شخصیتی رو براتون معرفی کردم به اسم "حسن دین دین" ۱ - یه روز واسه این که حسن دیونه ۲ - یه روز " کوتل نیا" ۳ - یه روز " شرک " با تشکر از همه شما دوستان . نظر یادتون نره |
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه 24 شهریور1384ساعت 9:35 بعد از ظهر به قلم حسین |
|
|
×××× آخر زمان # دوران زن ذلیلی ×××
|
|
****
$$سال دختر خانواده همراه با مادرش كنار حوض روي تخت چوبي نشسته اند و يك ظرف هندوانه قرمز جلوي شان است. دختر خانواده براي دختر همسايه تعريف مي كند: آره زري جون، داداش فرمونم وقتي شنيد اين پسر لاغرمردني به من متلك گفته همچين زدش كه به سوسك مي گفت خرس قطبي. تازه خود داداشم هم گفته مي خواد برام يه شوهر خوب پيدا كنه. بابا حشمت ام هم با اين کارش موافقه و ميگه ،چه معني داره دختر تا 14سالگي تو خونه بمونه؟ مردم حرف در ميارند وميگن نکنه دختره ايرادي داره !! مامان زيور هم به داداش فرمون گفته ،زوتر کارو تموم کنه!! سال ۱۳۴۲ پدر خانواده با عصبانيت وارد اتاق مي شود و پس از كمي مِنُ مِن كردن و سه چهار تا كاسه كوزه را شكستن، فرياد مي زند: دخترهء چشم سفيد حالا واسهء من دانشگاه قبول ميشه... چشمم روشن... مردم از فردا نمي گويند آقا رضا غيرتِ تو شكر؟مگه تومرد نيستي ؟ هيچي ديگه،ما اينجا بَبويم !! آخه زن اگه ولش كني از فردا مي خواهد شلوار مدل برمودايي و مانتوي بدن نما بپوشد و نوبل صلح هم بگيره... زن اگر اجنبي ها بهش نوبل صلح بدهند مردم چي مي گند؟ مادر خانواده با لحن التماس آميز مي گويد: مرد، حالا چرا شلوغش مي كني؟ نوبل و برمودا چيه ؟ لباس بدن نما کجا بود !؟ دخترمون فقط دانشگاه قبول شده ، همين...!! اين قدر سخت نگيرمرد ،اخرش خداي نکرده مريض ميشي ها !!...... بالاخره با اصرارهاي مادر، پدر قبول مي كند دخترش به دانشگاه برود. وقتي پدر قانع شده سيگارش را روشن مي كند و درخواست يه استکان چاي ميدهد و در اين موقع مادر مي گويد: مرد، خدا سايهء تو را از سر ما كم نكند ،انشاالله ..... سال 1349 فريادِ مردِ خانواده تمام كوچه را پر مي كند: چي؟! مي خواهد برود سرِ كار؟چه غَلطهاي زيادي! بيجا کرده" دختر? بي حيا !! يعني من اين قدر بي غيرت شدم كه دخترم بره سر كار و پول بيآره تو خونه؟ پس من اينجا هويجم؟ مگر اين كه بابت اين بي آبرويي از روي نعش من رد شويد... كسي از روي نعش مرد خانواده رد نمي شود؛ولي دختر خانواده هم چند ماه بعد با وجود غرغرهاي پدرش بالاخره سر كار مي رود. صداي مادر خانواده به گوش مي رسد: مرد، خدا تو را براي ما حفظ كند....... سال 1382 مرد خانواده: آخه خانم اين چه وضعيه؟ روز اولي كه آمدي خواستگاريم، گفتم دلم نمي خواهد زنم از اين مانتوها بپوشد و آرايش كند، گفتي دور? اين اُمُل بازي ها گذشته، ما هم گفتيم چشم! بعد گفتي اگر خانه خريدي به جاي مهريه خانه را به نامم كن، گفتم چشم! همون اول حق طلاق را هم از ما گرفتي، حالا هم مي گويي بنشينم توي خانه بچه داري كنم؟ زن: عزيزم مگه چه اشكالي داره؟ مگه تو ماهي چقدر حقوق مي گيري؟ تمام حقوقت هم بابت كرايه تاكسي، خرج ناهار خودت و مهد كودك بچه و جريمه ماشينت مي رود. حالا اگر بنشيني توي خانه و از بچه نگه داري كني هم خرجمان كم مي شود،هم بچه مان وقتي بزرگ شد از كمبود محبتِ پدر و مادر رنج نمي برد.!! ودر ضمن عزيزم تو كه ايقدر فسيل نبودي. مثلا توي دوستانت به روشن فكري معروفي.!! آخه چه اشكالي دارد؟ اين همه سال ما زن ها بچه دار شديم حالا به كمك علم چند وقتي هم شما مردها از اين كارها بكنيد. اصلأمگر نمي گفتي جد بزرگت هميشه مي گفته: چه مردي بود كز زني كم بود؟!!!!!!!!!!!!!!! پس از مقداري بحث منطقي مرد بالاخره قبول مي كند و نه ماه بعد وقتي بچه بغل وارد خانه مي شود زن با عشوه مي گويد:آفرين عزيزم ... خدا سايه ات را (فعلا) سر ما نگه دارد .... سال 1398 چند تا مرد دور هم نشسته اند و در حاليكه سبزي پاك مي كنند آهسته مشغول تبادل نظرند. در اين حال با ورود خانم يكي از آقايون،بحث به زياد بودن گِل سبزي كشيده مي شود! زن با غُرولُند مي گويد: خدا ساي? شما مردها را از سر سبزي ها كم نكند !!!.... سال 1435 راديو، موج FM، شبكه پيام (صداي يك خانم) !!! بااعلام ساعت نه شب شما خانم هاي عزيز را در جريان آخرين اخبار رسيده قرار مي دهم. به گزارش خبرگزاري بانوپرس دقايقي قبل سايه آخرين نمونه نادر از جنس «مردها» از روي كره زمين محو شد! پس از پايان عمر اين آخرين بازمانده از شاخه زينتي مردها ،از اين پس نام اين موجودات را فقط در كتاب هاي تاريخ مي توان پيدا كرد. ساعت 9 و 15 دقيقه با خبرهاي جديدي در خدمت شما "خانم هاي عزيز" خواهم بود.....
|
|
2 نوشته شده در
شنبه 19 شهریور1384ساعت 7:38 قبل از ظهر به قلم حسین |
|
|
×××× السلام علیک یا ابا عبدالله ××××
|
|
با سلام به همه شما خوبان .امشب قبل از اینکه کامپیوترم راروشن کنم وبه سراغ اینترنت بروم ،فیلم سینمایی مدالیون جکی چان رو دیدم و بعدش هم وقتی تلوزیون رو به کانال 3 زدم برنامه ماه مهربون داشت در مورد
راستش مطلبی به ذهنم رسید و خواستم تا به اون برنامه پیک(ایمیل) بزنم .ولی دیدم اونا اینگونه مطالب رو پخش نمی کنند .پس منم تصمیم گرفتم تا مطلب رو تو وبلاگ خودم بزارم تاشما عزیزان که می بینید به اطلاع اونای که من منظورم هست برسونید. 1 - اولأ که امروز میلاد سیدالشهداء هست 2 - فردا هم میلاد بزرگ مرد دشت کربلا " ابوالفضل العباس" ۳ - روز شنبه هم میلاد امام زین العابدین(امام سجاد) شما عزیزان یه نِمه در مورد مطالبی که من در بالا گفتم فکر کنید!!! حالا اگه با من موافقید یا مطلبی برای اضافه کردن،حتمأنظرات تون رو بگید...
|
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه 17 شهریور1384ساعت 3:54 قبل از ظهر به قلم حسین |
|
|
چند تا جک بی مزه
|
|
با سلام به شما دوستان خوبم . امروز که یاهو مسنجرم رو چک می کردم ، دیدم بعضی از دوستان برام لطیفه فرستادند . پس منم اونا رو واسه شما میگم
۱ - یه روز" حسن هوشیار"(کوتل نیان) عکس خودشو توی آب میبینه ، داد میزنه و میگه : آی ، خرماهی !!!! ۲ - به یه نفر میگن ( @ ) یعنی چه؟ میگه : آی دورت بگردم !!!!!!! این لطیفه ها کار شادی خانم |
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه 17 شهریور1384ساعت 3:33 قبل از ظهر به قلم حسین |
|
|
قابل توجه اقایون
|
|
سلام دوستان خوبم . این مطلب رو یکی از بازدید کنندگان وب برام نوشته بود و من هم چون قول داده بودم از همه نظرات استفاده کنم اونو کامل براتون گذاشتم تا همه اقایون هم نظرات سپیده خانم رو راجع به مردها بدونند .
قابل توجه آقا پسرا : پسرای ایرانی همشون حاضرن واسه دوست دخترشون بمیرن . وجود دوست دخترشونو دوست دارن و هیچ انتظاری هم ازش ندارن حالا اگه اقا پسرا جوابی برای سپیده دارند بدن تا من نظر اونها رو هم ثبت کنم
|
|
2 نوشته شده در
دوشنبه 14 شهریور1384ساعت 10:47 بعد از ظهر به قلم حسین |
|
|
×××× سختی های عشق
|
|
چه قدر سخته وقتی پشتش بهته دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه دوستش داری.
چه قدر سخته گل ارزوهاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اون وقت اروم زیر لب بگی باغچه نو مبارک |
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه 9 شهریور1384ساعت 4:19 قبل از ظهر به قلم حسین |
|
|
یاداشتهای بچگی حسن هوشیار
|
|
نوشته هاي يک کودک نفهم
----------------------------------------------------------------- --------------------- موضوع انشاء : ۱۳ نوروز را چگونه در کرديد ؟ امسال سال نو خيلي مبارک بود زيرا در امسال پدرم ما را به شمـــال برده است ! چطور بود؟ پس نظر یادتون نره !!! |
|
2 نوشته شده در
سه شنبه 8 شهریور1384ساعت 7:5 قبل از ظهر به قلم حسین |
|
|
×××××××××××××××××مصاحبه فرهنگی و هنری
|
|
سلام دوستان .حالتون چطوره؟ خوبید ؟ بخونید و لذت ببرید !!!!
مصاحبه فرهنگي ،هنري ،اجتماعي ،سياسي، کسخول بازي، مطبوعاتي و.......با خودم.................. - آقاي شيطونک خودتون رو به طور کامل معرفي کنيد ؟ |
|
2 نوشته شده در
جمعه 4 شهریور1384ساعت 5:42 قبل از ظهر به قلم حسین |
|
|
اینم بدترین عذاب
|
![]() |
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه 3 شهریور1384ساعت 8:28 قبل از ظهر به قلم حسین |
|
|
### بخونید که معلوماتتون بالا بره !!!!
|
|
مسابقه شيطونک
با توجه به اهميّت سينما و تاتر در کشورمان و با توجه به رسالت بزرگ شيطونک در جذب جوانان به امور فرهنگي سينمايي، اولين قسمت از سري مسابقات بزرگ شيطونکي را با هدف ارتقاي سطح تخمي تخيّلي جوانان کشور در ضمينه معلومات سينمايي برگزار مينماييم. جوايز اين مسابقه عبارتند از: نفر دوّم: سري کامل مجموعه "زير آسمان مرغداري" نفر سوّم: فيلم ناياب "من بودم جلوي" پنجره بر روي DVD 1- بازيگر ايراني فيلم قرمز : 2 - فيلمي از سعيد اسدي : 3 - بازيگر فيلمهاي بزن بزن : «جمشيد...» 4 - بازيگر سريال پدر سالار : «... امير سليماني» 5 - از بازيگران قديمي سينما: «عزت الله...» 6 - فيلمي به کارگرداني داريوش فرهنگ: 7 - بازيگر فيلم از کرخه تا راين : «هما...» 8 - کارگردان ايراني فيلمهاي جنگي: «جمال ...» 9 -بازيگر زن ايراني:................ 10 -بازيگر فيلم کريم پوست کلفت، ببخشيد!!کريستف کلمب: «ژرارد...رديو» 11 -بازيگر سريال شليک نهايي: «داريوش ...» 12 -فيلمي به کارگرداني ابراهيم حاتميکيا: «آژانس ...» 13 -فيلمي به بازيگري پرويز پرستويي: «مرد ...» 14 -از بازيگران مرد سينما ...امين .... 15 -بازيگر زن فيلم در قلب من . لعيا..... **********طراح سوالات : :شيطونک باحال " |
|
2 نوشته شده در
سه شنبه 1 شهریور1384ساعت 1:16 قبل از ظهر به قلم حسین |
|
|
خانه شیطونک ارتباط باشیطونک بایگانی شیطونک |
| درباره شیطونک باحال |
welcome
سلام.از اينكه سري به اين وبلاگ ميزنيد خوشحالم. اميدكه مطالب وبلاگ انقدر برايتان مفيد يا يرگرم كننده باشدكه بعد ازاين هم باز به ما سر يزنيد. باتشكر. مديريت وبلاگ |
| نوشته های قبلی من |
|
آبان 1388 تیر 1388 اردیبهشت 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 |




ولادت منجی عالم بشریت، حضرت مهدی<عج>
عرض کرده و این عید سعید، بر همه شما مبارک
. چون یه مشکل فنی واسه سیستمم اتفاق افتاده بود
که شکر خدا رفع شد . 

<کوتل نیان> میگن چرا تودیوانه شدی؟
میگه : والا اون قدیما امکانات نبود ، منو تو بیمارستان عوض کردن !!! 
زنگ میزنه خونه یه دختره باباش گوشی رو برمیداره
، اونم هول میکنه و میگه : ببخشین ، توپمون افتاده تو حیاط خونتون !!!
خيلي ميزون مياد تو. ميدوه ميره پشتِ يه مجسمه قايم ميشه.
دختره مياد ميشينه جلوي محراب و ميگه: اي خدا! تو به من همه چي دادي
، پول دادي، قيافه دادي، خانواده خوب دادي ، ماشین دادی...
فقط ازت يه چيز ديگه ميخوام.اونم يه شوهرخوبه
عيسي هل نده! خودم ميرم 
صاحب مغازه میگه : داریم ولی نه به این غلیظی !!!

