تبليغاتX
چو ايران نباشد تن من مباد به اين بوم بر زنده يك تن مباد   
دومأ اینکه  ما آماده ی تبادل لینک یا لوگو با دوستان هستیم...تبادل لینک یا لوگو هم به نفع ماست هم به نفع شماهم به نفع بازدیدکنندگان   
سومأ هم دوستان عزیز،لطفابه نظر سنجی وبلاگ توجه کنید وحتمأ تو نظر سنجی شرکت کنید   
آخریش هم اینکه  اگه یه فیلترشکن توپ هم میخواهی به انتهای صفحه برو. توی تالار گفتمان هم شرکت کن ،خیلی باحاله  
    سلام دوستان عزیزم &&   به وبلاگ شیطونک باحال خوش اومدید          خیلی دوستون دارم    &&    حالیته ::در کشور عشق هیچ کس رهبر نیست     هیچ شاهی به گدا سرور نیست     ،،باورم کم کرده ام ای بهتری   اما تو باور کن مرا    زورقی در موج دریا باش و یاور کن مرا   ::


شیطونک باحال
شیطونک باحال
هزاردستان
ببینید و حال کنید
تقدیم به او که فقط من میدانم و خودش

تقدیم با احترام به امیدی که مورد پسند باشد

دوست دارم

2 نوشته شده در  پنجشنبه 31 شهریور1384ساعت 6:38 بعد از ظهر  به قلم حسین | 
×××××××× تبریک نامه ××××××××××××××
            با سلام و درود فراوان به شما دوستان

اول از همه فرا رسیدن نیمه شعبان و ولادت منجی عالم بشریت، حضرت مهدی<عج> را به همه شما دوستان وشیعیان جهان تبریک وتهنیت عرض کرده و این عید سعید، بر همه شما مبارک باشد . انشاالله 

دوم هم اینکه از اینکه چند روزبود ابدیت نکردم ، معذرت میخوام . چون یه مشکل فنی واسه سیستمم اتفاق افتاده بود   که شکر خدا رفع شد . 

 واما حالا بخاطر این تاخیر و برای اینکه شما تو این عید سعید ، لبخندی بر لبتان جاری شود ، به چند لطیفه بسنده کرده و امید که مورد قبول واقع شود .

 ۱ - به " حسن دین دین" <کوتل نیان> میگن چرا تودیوانه شدی؟ میگه : والا اون قدیما امکانات نبود ، منو تو بیمارستان عوض کردن !!! 

 ۲ - " کوتل نیان " زنگ میزنه خونه یه دختره  باباش گوشی رو برمیداره ، اونم هول میکنه و میگه : ببخشین ، توپمون افتاده تو حیاط خونتون !!!

 ۳ - تركه تو كليسا نشسته بوده، يهو مي‌بينه يه دختر خيلي ميزون مياد تو. ميدوه ميره پشتِ يه مجسمه قايم ميشه. دختره مياد ميشينه جلوي محراب و ميگه: اي خدا! تو به من همه چي دادي، پول دادي، قيافه دادي، خانواده خوب دادي ، ماشین دادی... فقط ازت يه چيز ديگه ميخوام.اونم يه شوهرخوبه. .يا حضرت مسيح‌! خودت كمكم كن! تركه از پشت مجسمه مياد بيرون ميگه: عيسي هل نده!‌ خودم ميرم

 ۴ - حسن دین دین میره به یک مغازه و میگه : اقا ربعععععععععع دارین؟ صاحب مغازه میگه : داریم ولی نه به این غلیظی !!!

خوب دوستان امد وارم که مورد توجه شما قرار گرفته باشه . راستی نظر یادتون نره

2 نوشته شده در  سه شنبه 29 شهریور1384ساعت 6:52 قبل از ظهر  به قلم حسین | 
!!!!!!!!! بخونید . خبر جدیده !!!!!!!!1
با سلام به شما دوستان گلم .

من از همین امروز یا بهتر بگم از همین حالا سه بخش جدید به وبلاگم اضافه کردم .که امیدوارم شما هم خوشتون بیاد و هم همکاری لازم رو بفرمایید . یعنی اینکه به نظرسنجی رفته و نظر خودتون رو بدید و در قسمت خبرنامه هم ثبت نام کنید.

از شما ممنون و سپاسگذارم . نظر هم در مورد مطالب یادتون نره . خدا حافظ

2 نوشته شده در  یکشنبه 27 شهریور1384ساعت 8:0 قبل از ظهر  به قلم حسین | 
×××××× ثبت مطالب به شیوه جدید ××××××××××××
باسلام به همه شما دوستان خوبم . امروز چند خبر داغ و دست اول براتون دارم که امیدوارم خوشتون بیاد.

اول از همه میلاد حضرت" علی اکبر" رو به همه شما تبریک میگم .

دوم هم اینکه من دیشب یه وبلاگ جدید راه انداختم که قراره خیلی توپ باشه و شما برای ورود به اون کافیه که فقط روی کلمه "شیطونک بی خیال" کلیک کنید .

سوم هم اینکه قراره از این پس کلی خبر و عکس و موزیک ودیگر چیزها روی وبلاگم واسه شما بزارم .

و آخریش هم اینه که میخوام بزودی یه لوگو برای وبلاگم درست کنم و اونو همین گوشه ها بزارم .

اینم چند تا خبر دست اول :

نمیدونم شما یادتون هست که چند وقت پیش ، یه دختر خانم خوشکل ایرانی تو کانادا، برای دومین سال پیاپی بعنوان دختر شایسته سال کانادا انتخاب شد. خانم " رامونا امیری" که شما عکس اونو می تونید ببیبید . . و بازم سال قبلش یه دختر دیگه ایرانی به اسم "قزل بختیاری" که اونم زیباترین دختر سال بلژیک شد . ودرسال ۲۰۰۳ هم یه دختر دیگه ایرانی   نازنین افشین جم   مقام دوم دختر شایسته جهان رو کسب کرد ، و اما حالا خبر اینه که امسال یه دختر دیگه ایرانی به اسم " شرمین شهریور " نه تنها در سال گذشته زیباترین دختر آلمان انتخاب شده ، بلکه امسال هم بعنوان دختر شایسته سال اروپا انتخاب شده . پس خوشا به حال ما ایرونی ها .

   خبر دوم اینکه  موزه اثار باستانی" امپراطوری فراموش شده " که از اثار دوره هخامنشیان توی لندن برگزار شده است ، حسابی گل کرده و کلی بازدید کننده داشته که شما عکسهاشو از "اینجا " می تونید ببینید .

   ودیگه اینکه برنامه روز هفتم بی بی سی این هفته رو از "اینجا" ببینید .

   مصاحبه با کامران و هومن رو ، تو آنتالیا از "اینجا" گوش بدین .

   مصاحبه با شاد مهر و عکسهای اون تو آنتالیا رو از "اینجا" کلیک کنید .

 ،***  فعلأ برای همین چند موردنظراتخودتون رو بدین تا ببینیم بعد چکار باید بکنیم . ****

       با تشکر از شما . خدا نگهدار .

2 نوشته شده در  شنبه 26 شهریور1384ساعت 2:52 قبل از ظهر  به قلم حسین | 
#### معرفی یک جناب ####
سلام به همه شما دوستان خوبم که به من لطف دارید .

شما شاید یادتون باشه که یکی دو هفته پیش یک شخصیتی رو براتون معرفی کردم به اسم "حسن دین دین" یا همون (کوتل نیان ) خودمون و بهتون گفتم که دلیل این نامگذاری هم هوش بسیار سرشار این جانور باهوش دوپا هست که در راه انجام کارهایی که به فکر هیچ "ابولبشری" نمی رسد، صرف می شود .

۱ - یه روز واسه این که حسن دیونه رو شکنجه روحی کنند ، می فرستنش تو یک"اتاق گِرد" و میگن برو گوشه اتاق  بنشین!!!!!!!!!!

 ۲ - یه روز " کوتل نیا" زنگ میزنه خونه دوستش و میگه :گضنفر، من لهجی دارم؟ دوستش میگه : آره . کوتل  میگه : پس  گهط  کن ، من دوباره شماره  میگیریم !!!!!!!!

۳ - یه روز " شرک " با زنش دعواش میشه ، و با هم حرف نمی زنند . شب که زنش میره بخوابه ،  یه      یاد داشت میزاره که ساعت شش منو بیدار کن !! صبح  زنه  ساعت ۱۰ از خواب پا میشه و می بینه "شرک " یه یاداشت براش گذاشته که : پاشو زنیکه خر، ساعت شیشه !!!!!!!!

با تشکر از همه شما دوستان . نظر یادتون نره      

2 نوشته شده در  پنجشنبه 24 شهریور1384ساعت 9:35 بعد از ظهر  به قلم حسین | 
×××× آخر زمان # دوران زن ذلیلی ×××
****سير تکامل جنبش فمينيست (جنبش زنان) ****
 
$$سال  1310

دختر خانواده همراه با مادرش كنار حوض روي تخت چوبي نشسته اند و يك ظرف هندوانه قرمز جلوي شان است. دختر خانواده براي دختر همسايه تعريف مي كند: آره زري جون، داداش فرمونم وقتي شنيد اين پسر لاغرمردني به من متلك گفته همچين زدش كه به سوسك مي گفت خرس قطبي. تازه خود داداشم هم گفته مي خواد برام يه شوهر خوب پيدا كنه. بابا حشمت ام هم با اين کارش موافقه و ميگه ،چه معني داره دختر تا 14سالگي تو خونه بمونه؟ مردم حرف در ميارند وميگن نکنه دختره ايرادي داره !! مامان زيور هم به داداش فرمون گفته ،زوتر کارو تموم کنه!!
در اين موقع مادر دختر مي گويد: خدا سايهء مرد را از سر هيچ خونه اي ورنداره !!!

  سال ۱۳۴۲

پدر خانواده با عصبانيت وارد اتاق مي شود و پس از كمي مِنُ مِن كردن و سه چهار تا كاسه كوزه را شكستن، فرياد مي زند: دخترهء چشم سفيد حالا واسهء من دانشگاه قبول ميشه... چشمم روشن... مردم از فردا نمي گويند آقا رضا غيرتِ تو شكر؟مگه تومرد نيستي ؟ هيچي ديگه،ما اينجا بَبويم !! آخه زن اگه ولش كني از فردا مي خواهد شلوار مدل برمودايي و مانتوي بدن نما بپوشد و نوبل صلح هم بگيره... زن اگر اجنبي ها بهش نوبل صلح بدهند مردم چي مي گند؟

مادر خانواده با لحن التماس آميز مي گويد: مرد، حالا چرا شلوغش مي كني؟ نوبل و برمودا چيه ؟ لباس بدن نما کجا بود !؟ دخترمون فقط دانشگاه قبول شده ، همين...!!  اين قدر سخت نگيرمرد ،اخرش خداي نکرده مريض ميشي ها !!......

بالاخره با اصرارهاي مادر، پدر قبول مي كند دخترش به دانشگاه برود. وقتي پدر قانع شده سيگارش را روشن مي كند و درخواست يه استکان چاي ميدهد و در اين موقع مادر مي گويد: مرد، خدا سايهء تو را از سر ما كم نكند ،انشاالله .....

سال  1349 

فريادِ مردِ خانواده تمام كوچه را پر مي كند: چي؟! مي خواهد برود سرِ كار؟چه غَلطهاي زيادي! بيجا کرده" دختر? بي حيا !! يعني من اين قدر بي غيرت شدم كه دخترم بره سر كار و پول بيآره تو خونه؟ پس من اينجا هويجم؟ مگر اين كه بابت اين بي آبرويي از روي نعش من رد شويد...

كسي از روي نعش مرد خانواده رد نمي شود؛ولي دختر خانواده هم چند ماه بعد با وجود غرغرهاي پدرش بالاخره سر كار مي رود. صداي مادر خانواده به گوش مي رسد: مرد، خدا تو را براي ما حفظ كند.......

سال  1382

مرد خانواده: آخه خانم اين چه وضعيه؟ روز اولي كه آمدي خواستگاريم، گفتم دلم نمي خواهد زنم از اين مانتوها بپوشد و آرايش كند، گفتي دور? اين اُمُل بازي ها گذشته، ما هم گفتيم چشم! بعد گفتي اگر خانه خريدي به جاي مهريه خانه را به نامم كن، گفتم چشم! همون اول حق طلاق را هم از ما گرفتي، حالا هم مي گويي بنشينم توي خانه بچه داري كنم؟

زن: عزيزم مگه چه اشكالي داره؟ مگه تو ماهي چقدر حقوق مي گيري؟ تمام حقوقت هم بابت كرايه تاكسي، خرج ناهار خودت و مهد كودك بچه و جريمه ماشينت مي رود. حالا اگر بنشيني توي خانه و از بچه نگه داري كني هم خرجمان كم مي شود،هم بچه مان وقتي بزرگ شد از كمبود محبتِ پدر و مادر رنج نمي برد.!! ودر ضمن عزيزم تو كه ايقدر فسيل نبودي. مثلا توي دوستانت به روشن فكري معروفي.!! آخه چه اشكالي دارد؟ اين همه سال ما زن ها بچه دار شديم حالا به كمك علم چند وقتي هم شما مردها از اين كارها بكنيد. اصلأمگر نمي گفتي جد بزرگت هميشه مي گفته: چه مردي بود كز زني كم بود؟!!!!!!!!!!!!!!!

پس از مقداري بحث منطقي مرد بالاخره قبول مي كند و نه ماه بعد وقتي بچه بغل وارد خانه مي شود زن با عشوه مي گويد:آفرين عزيزم ... خدا سايه ات را (فعلا) سر ما نگه دارد .... 

سال  1398

چند تا مرد دور هم نشسته اند و در حاليكه سبزي پاك مي كنند آهسته مشغول تبادل نظرند.
- آره... مي گويند هدف اين جنبش بازگرداندن حق و حقوق ضايع شد? مردهاست...
- حق با آقا جمشيده... ببينيد اين زن ها چقدر از ما سواستفاده مي كنند؟ تا وقتي خونهبابامونيم بايد آشپزي و بچه داري و اينها را ياد بگيريم و توسري بخوريم، بعدش هم بدون مشورت زنمان مي دهند و زنمان هم مارا استثمار مي كند...
- خب مي گفتم... اسم اين جنبش"سيبيليسم" است و شب نامه دادن که تموم مردها روز يکشنبه بايد توي اين تظاهرات عليه زنها باشن !! شايد بتونند حق پايمال شده شونو از خانم هاشون پس بگيرند ......

در اين حال با ورود خانم يكي از آقايون،بحث به زياد بودن گِل سبزي كشيده مي شود! زن با غُرولُند مي گويد: خدا ساي? شما مردها را از سر سبزي ها كم نكند !!!....

سال 1435  

راديو، موج FM، شبكه پيام (صداي يك خانم) !!!

بااعلام ساعت نه شب شما خانم هاي عزيز را در جريان آخرين اخبار رسيده قرار مي دهم. به گزارش خبرگزاري بانوپرس دقايقي قبل سايه آخرين نمونه نادر از جنس «مردها» از روي كره زمين محو شد! پس از پايان عمر اين آخرين بازمانده از شاخه زينتي مردها ،از اين پس نام اين موجودات را فقط در كتاب هاي تاريخ مي توان پيدا كرد. ساعت 9 و 15 دقيقه با خبرهاي جديدي در خدمت شما "خانم هاي عزيز" خواهم بود.....
   دينگ دينگ
*** حالا شما آقايون عزيز براي جلوگيري از انقراض نسل مردها ،وبراي نشان دادن قدرت خود به خانمها،و براي يکي کردن افکار ، در لينک زير نظرات خودرا با مادرميان بگذاريد .به اميد موفقيت همه مردها !!!!

 

2 نوشته شده در  شنبه 19 شهریور1384ساعت 7:38 قبل از ظهر  به قلم حسین | 
×××× السلام علیک یا ابا عبدالله ××××
با سلام به همه شما خوبان .امشب قبل از اینکه کامپیوترم راروشن کنم وبه سراغ اینترنت بروم ،فیلم سینمایی مدالیون جکی چان رو دیدم و بعدش هم وقتی تلوزیون رو به کانال 3 زدم برنامه ماه مهربون داشت در مورد ولادت امام حسین حرف می زد.
راستش مطلبی به ذهنم رسید و خواستم تا به اون برنامه پیک(ایمیل) بزنم .ولی دیدم اونا اینگونه مطالب رو پخش نمی کنند .پس منم تصمیم گرفتم تا مطلب رو تو وبلاگ خودم بزارم تاشما عزیزان که می بینید به اطلاع اونای که من منظورم هست برسونید.
1 - اولأ که امروز میلاد سیدالشهداء هست ومن ولادت این بزرگوار را به همه شمادوستان اهل بیت تبریک میگم،اما روی سخنم به پاسدارهای هست که امروز، روز اونا هم هست .شماها که پیروان اون بزرگوار هستید ،بهترنیست که اعمال و رفتارتون رو هم ته حدودی مثل ایشان کنید.اون بزگوار بخاطر آزادی قیام کرد و خونش در راه به ثمر رسیدن ازادی ریخته شد؛ایشان اخرین حرفشون این بود که" اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید "و حالا از شما پاسداران وبسیجیان میپرسم که ایا رواست که شماها بخاطر هر مورد باخود و بیخودی به این ملت و جوانان گیر بدهید و از اونا سلب ازادی کرده وخواسته های خود رو به اونا تحمیل کنید !!!!.................
 2 - فردا هم میلاد بزرگ مرد دشت کربلا " ابوالفضل العباس" است و من این روز رو هم از همین حالا به همه شما شیعیان تبریک میگم .اما بازم روی سخن من به
عزیزانی است که روز اونها نیز وام دار تولد علمدار کربلا هست .بله،روی سخنم با شما جانبازان عزیز هست .با تمام احترامی که برای شما عزیزان قائلم ،حرف من این هست که " ابولفضل العباس،این بزرگمرد تاریخ در روز نبرد با یزیدیان وکوفیان انچنان از خود ایثار و گذشت نشان داد که هنگامی که برای بردن اب برای طفلان حسین به رود فرات رسید و مشک خود را پر از آب کرد،با انکه درمیان رود ایستاده بود و می توانست براحتی آب بخورد، این کار را نکرد و خوردن آب را به بعداز رساندن اب به کودکان واباعبدالله موکول کرد و درهمین راه نیز با لب تشنه به شهادت رسید .حالا شما جانبازان که این روز را بر خود نام نهادید ، چرانباید کمی نیز از رفتار این بزرگوار راهم سرلوحه خود قرار دهید.چرامنِ بیکار و امثال من به هر جای برای ثبت نام برای کار اقدام میکنیم با این جواب که "جانبازان،ایثارگران و یا خانواده شهدا اولویت دارند و پس از انها اگر کار بدرد بخوری بود باشد برای شما " مواجه میشویم. پس ازخودگذشتگی شما کجاست؟ ایا موقع ان نرسیده که کمی هم به فکر دیگران باشید !!!!.. 
۳ - روز شنبه هم میلاد امام زین العابدین(امام سجاد) است که این روز رو هم به همه شیعیان تبریک میگم .اما برای این روز سخنی ندارم !!!!!!!!!!
شما عزیزان یه نِمه در مورد مطالبی که من در بالا گفتم فکر کنید!!! .
حالا اگه با من موافقید یا مطلبی برای اضافه کردن،حتمأنظرات تون رو بگید... * Bay * 

   

2 نوشته شده در  پنجشنبه 17 شهریور1384ساعت 3:54 قبل از ظهر  به قلم حسین | 
چند تا جک بی مزه
با سلام به شما دوستان خوبم . امروز که یاهو مسنجرم رو چک می کردم ، دیدم بعضی از دوستان برام لطیفه فرستادند . پس منم اونا رو واسه شما میگم

۱ - یه روز" حسن هوشیار"(کوتل نیان) عکس خودشو توی آب میبینه ، داد میزنه و میگه : آی ، خرماهی !!!!

۲ - به یه نفر میگن ( @ ) یعنی چه؟ میگه : آی دورت بگردم !!!!!!!

این  لطیفه ها کار شادی خانم عزیز بود .با سپاس . خداحافظ . نظر هم یادت نره

2 نوشته شده در  پنجشنبه 17 شهریور1384ساعت 3:33 قبل از ظهر  به قلم حسین | 
قابل توجه اقایون
سلام دوستان خوبم . این مطلب رو یکی از بازدید کنندگان وب برام نوشته بود و من هم چون قول داده بودم از همه نظرات استفاده کنم اونو کامل براتون گذاشتم تا همه اقایون هم نظرات سپیده خانم رو راجع به مردها بدونند .

قابل توجه آقا پسرا : پسرای ایرانی همشون حاضرن واسه دوست دخترشون بمیرن . وجود دوست دخترشونو دوست دارن و هیچ انتظاری هم ازش ندارن
این اولین و خوشگلترین و با کمالات ترین دختر دنیاس که دوستشونه
همشون هم ماشین اخرین سیستمشونو به خاطر اینکه یه تصادف بد باهاش داشتن به اصرار مامانشون گذاشتنش واسه فروش
تاه هیچ کدومشون هم دروغ گفتن تو ذاتشون نیست

حالا اگه اقا پسرا جوابی برای سپیده دارند بدن تا من نظر اونها رو هم ثبت کنم

 

2 نوشته شده در  دوشنبه 14 شهریور1384ساعت 10:47 بعد از ظهر  به قلم حسین | 
×××× سختی های عشق
چه قدر سخته وقتی پشتش بهته دونه های اشک گونه هاتو خیس  کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه دوستش داری.

چه قدر سخته گل ارزوهاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اون وقت اروم زیر لب بگی

                                       گل من.گل من

                                    باغچه نو مبارک  

                                      عزیزم................    

2 نوشته شده در  چهارشنبه 9 شهریور1384ساعت 4:19 قبل از ظهر  به قلم حسین | 
یاداشتهای بچگی حسن هوشیار
نوشته هاي يک کودک نفهم

----------------------------------------------------------------- ---------------------
<نام و نام خانوادگي : حسن دین دین ترک زاده تبريزي اصل> <کلاس : دبستان>
----------------------------------------------- ---------------------------------------

موضوع انشاء : ۱۳ نوروز را چگونه در کرديد ؟

امسال سال نو خيلي مبارک بود زيرا در امسال پدرم ما را به شمـــال برده است !
اين بهترين مسافرتي است که پدرم ما را آورده است چـــون قبل از اين هيـــچوقت
ما را به مسافرت نبرده بود ! در راه شمال به ما خيـــلي خوش گذشــــــت ! ما در
راه خيلي چپ کرديم ! پدرم ميگفت من ميپيچم ولي نميدانم چرا جــاده نميپيچه!
خواهرم يک بار دستش را از پنجره ماشين بيرون آورد تا پوست تخمـه اش را بريزد
و يک ترانزيت از کنار ماشين ما رد شد و دست خواهرم از بازو کنده شـــــــــد و ما
خيلي خنديديم ! ما براي ناهار به اکبر جوجه رفتيم ! البته من خود اکـــــــــبر آقا را
نديدم ولـــــــــــي پدرم که او را ديده است ميگويد خيلي جوجه اسـت ! من خيلي
نوشــــــــابه خوردم و پدرم يک گوشه نگه داشت تا من با خيال راحت بشاشـم به
طبيعت ! در جاده خيلي برف آمده بود و ما برف بازي کرديم ! مـــــن با گوله برف به
پس کــــله پدرم زدم و او عصباني شد و دست من را لاي در ماشين گذاشـت و در
ماشين را محکم بست !
ما به متل قو رفتيم و سر يک ميز نشستيم و پدرم قيلـون و چايي ســـفارش داد .
پدرم خيلي قشنگ قيلون ميکشد . پدرم حتي در متل قـو هم از رژيمش دست بر
نميدارد و درِ گوشي به همان پسره که قيلون آورد چيزي مـيگويد و يــــــک پارچ آب
سفارش ميدهد ! پدرم عادت دارد نوشابه را با آب قاطي ميکند !
کنار ما چند تا جوان نشسته اند و آواز ميخوانند :
ميخوام برم زن بگيرم ! پولامو بدم ان بگيرم ! گوجه بدم رب بگيرم و ...
پدرم با اين شعر خيلي حال ميکند ولي مادرم عصباني ميـشود و با پارچ آب پدرم
به صورت من ميکوبد ! ما ۱۳ را در همانجا در کرديم البته پـدرم خيلي بيشتر از ما
در کرد ولي به هر حال به ما خيلي خوش گذشت و من خيلي کتک خوردم ...  

چطور بود؟ پس نظر یادتون نره !!!  

2 نوشته شده در  سه شنبه 8 شهریور1384ساعت 7:5 قبل از ظهر  به قلم حسین | 
×××××××××××××××××مصاحبه فرهنگی و هنری
سلام دوستان .حالتون چطوره؟ خوبید ؟ بخونید و لذت ببرید !!!!

مصاحبه فرهنگي ،هنري ،اجتماعي ،سياسي، کسخول بازي، مطبوعاتي و.......با خودم..................

- آقاي شيطونک خودتون رو به طور کامل معرفي کنيد ؟
- والا سوال خيلي سختيه ؟ ترجيح ميدم ذهنمو متمرکز سوالهاي بعدي کنم !
- چطور شد که شما وبلاگ نويس شديد !؟
- به زحمت
- آيا تا به حال تصميم گرفته ايد که در آينده چه کاره شويد ؟
- بله ! انگل جامعه !
- همين الان يک آرزو کنيد !
- آرزو ميکنم تعداد ويزيتورهاي وبلاگم، از ويزيتورهاي ياهو هم بيشتر بشه ايشالا !
- چه رنگي را بيشتر دوست داريد ؟
- چمرنگ
- آخرين کتابي که خوانده ايد ؟
- روباه جاکش و کلاغ کسخل !
- ورزش هم ميکنيد ؟
- ورزش نه ولي ورزشکار چرا !
- به چه غدايي بيشتر علاقه داريد ؟
- من مامانم هر چي بپزه ميخورم ... البته از تخم خروس هم اگه باشه خوشم مياد ...
- رشته تحصيلي شما  چيست ؟
- من سال اول مهندسي ادبيات دبيرستان نظري شريف واحد شقيش نه گربيشم نه وسطيش هستم !
- آيا شما اهل شعر و شاعري هم هستيد ؟
- والا شعر که نه ولي گاهي وقتا کسشعر ميگم !
- رابطه شما با موسيقي چگونه است ؟
- رابطه خانوادگي ! گاهي وقتا اونا ميان بعضي موقعا ما ميريم ...
- به چه گروه يا خواننده اي علاقه داريد ؟
- والا heavy metallica , system in the park , javad yasari , back street girls ، جامال طوطي ، ابي خميده ، سوزان دروازه ، شهرام موقشنگ و از جومله........ داريوش آهنگران هم توش ميديم (ببخشيد گوش ميديم)
- آيا پيامي براي جوانان هم سن و سال خود داريد ؟
- از تمام جوانان ميخواهم که راهپيمايي کنند و مشت محکم بزنند و خوار مادر اين کارخانه ريگان و بوش رو بگان .چگدر آخه جينسي گولابي و آشگالي بايد بخريم !
- آيا از وبلاگ نويسي خاطره اي هم داريد ؟
- بله ! يه زور من داشتم تو خيابون راه ميرفتم يه ماشين بهم زد،رفتم هاوا !!
- و آخرين کلام ؟
- با تشکر از شما که تا اين موقع شب زحمت ميکشيد کسشعر ميگيد! و تمام دست ان در کاران اين وبلاگ در پيت و گشنگ شيطونکي !!
- چوخ ممنون !!!!!!!!!!!!!!

2 نوشته شده در  جمعه 4 شهریور1384ساعت 5:42 قبل از ظهر  به قلم حسین | 
اینم بدترین عذاب
2 نوشته شده در  پنجشنبه 3 شهریور1384ساعت 8:28 قبل از ظهر  به قلم حسین | 
### بخونید که معلوماتتون بالا بره !!!!
مسابقه شيطونک و سينما

با توجه به اهميّت سينما و تاتر در کشورمان و با توجه به رسالت بزرگ شيطونک در جذب جوانان به امور فرهنگي سينمايي،‌ اولين قسمت از سري مسابقات بزرگ شيطونکي را با هدف ارتقاي سطح تخمي تخيّلي جوانان کشور در ضمينه معلومات سينمايي برگزار مي‌نماييم. جوايز اين مسابقه عبارتند از:
نفر اوّل: سري کامل مجموعه "شيطونک طلاي" بر روي DVD

نفر دوّم: سري کامل مجموعه "زير آسمان مرغداري" با اجراي بهروز مستوفي

نفر سوّم: فيلم ناياب "من بودم جلوي" پنجره بر روي DVD

1- بازيگر ايراني فيلم قرمز :
الف) هديه تهراني
ب) کادو اصفهاني
ج) پيشکش تبريزي
د) اهدايي از شيراز

2 - فيلمي از سعيد اسدي :
الف) آواز قو
ب) آواز قورباغه
ج) ابو عطا
د) آي...نسيم سحري

3 - بازيگر فيلمهاي بزن بزن : «جمشيد...»
الف) الگانس
ب) آريا
ج) اتوبوس شرکت واحد
د) خط دو مترو

4 - بازيگر سريال پدر سالار : «... امير سليماني»
الف) طناب
ب) ريسمان
ج) کمند
د) نخ نايلوني جعبه شيريني

5 - از بازيگران قديمي سينما: «عزت الله...»
الف) کميته
ب) گشت ويژه
ج)انتظامي
د) لباس شخصي

6 - فيلمي به کارگرداني داريوش فرهنگ:
الف) يک فيلم با دو بليت
ب) دو فيلم با يک بليت
ج) چهل وسه فيلم با صد و پنجاه و نه بليت
د) شصت و چهار فيلم با يه نون اضافه

7 - بازيگر فيلم از کرخه تا راين : «هما...»
الف) شهر
ب) روستا
ج) کشور
د) ميوه،غذا،ماشين،اشيا،اسم،فاميل

8 - کارگردان ايراني فيلمهاي جنگي: «جمال ...»
الف) شورجه
ب) شيرجه
ج) شارجه
د) ابوظبي و توابع

9 -بازيگر زن ايراني:................
الف)گُرجي قاليچي
ب) مينو فرشچي
ج) ساقه طلايي موکتچي
د) شيرين عسل کف پارکت

10 -بازيگر فيلم کريم پوست کلفت، ببخشيد!!کريستف کلمب: «ژرارد...رديو»
الف) دودست
ب) دو پا و يک دست
ج) چهار پا
د) دو پا

11 -بازيگر سريال شليک نهايي: «داريوش ...»
الف) شعور
ب) فرهنگ
ج) بي فرهنگ
د) فرهنگ بيگانه

12 -فيلمي به کارگرداني ابراهيم حاتمي‌کيا: «آژانس ...»
الف) چوبي
ب) شيشه‌اي
ج) کريستال نشکن
د)‌ فولاد درجه يک، ساخت کارخانجات فولاد مبارکه،‌ افتخار ملّي

13 -فيلمي به بازيگري پرويز پرستويي: «مرد ...»
الف) پفيوز
ب) جاکش
ج) عوضي
د) ديوانه عوضي

14 -از بازيگران مرد سينما ...امين ....
الف) خجالتي
ب) حيائي
ج) بي حيا
د) پُررو

15 -بازيگر زن فيلم در قلب من . لعيا.....
الف) زنگوله
ب) بز زنگوله پا
ج) زنگنه
د) زنگ ميزنه در ميره

**********طراح سوالات : :شيطونک باحال "
راستی نظرات یادتون نره "" قابل توجه دختر خاله ها !!!!

2 نوشته شده در  سه شنبه 1 شهریور1384ساعت 1:16 قبل از ظهر  به قلم حسین | 
 
خانه شیطونک
ارتباط باشیطونک
بایگانی شیطونک
درباره شیطونک باحال
            welcome
سلام.از اينكه سري به اين وبلاگ ميزنيد خوشحالم. اميدكه مطالب وبلاگ انقدر برايتان مفيد يا يرگرم كننده باشدكه بعد ازاين هم باز به ما سر يزنيد. باتشكر.
مديريت وبلاگ

نوشته های قبلی من
آبان 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
وب های مورد علاقه
وبلاگ دیگر من
  اينترنت مجاني تبيان نت
  جوکستان
  سوسن
  حبه انگور
  قطره قطره
  فقط دختراي ايروني برن تو
  چشمکهاي يواشکي
  دختر متولد عشق
  شش دخترون
  نازی ونازگلک
  فرشتگان جهنمی
  من که کف کردم
  پری کوچک غمگین
  ناگفته های مرتضی
  من ديونتم بخدا
  توکل عاشق
  تنهای غریب
  کلبه خاکی(نیلوفر)
  اتوبوس عشق
  علی و آزاده
  کیانوش وتینا
  تار وسیاوش
  حسین ومینا
  امین وسارا
 






Powered by WebGozar

 
لوگوی دوستان

 

 

:آدرس سايت فيلتر شده
:نوع فيلتر