![]() |
شیطونک باحال |
![]() |
| هزاردستان |
|
|
![]() |
|
2 نوشته شده در
جمعه 1 اردیبهشت1385ساعت 3:51 قبل از ظهر به قلم حسین |
|
|
قسمت اخر داستان(زهره ومنوچهر)
|
|
سلام دوستان خوبم.امیدوارم تعطیلات عید به همهتون خوش گذشته باشد.بهرحال سال جدیدرو به همتون تبریک میگم و امیدوارم سال خوبی داشته باشید.امروز تصمیم گرفتم که قسمت آخر داستان عاشقانه (زهره ومنوچهر) را تو وبلاگ بزارم و در ضمن این مژده رو هم بهتون میدم که دارم داستان عاشقانه و بسیار زیبای (ویس ورامین) راهم اماده میکنم تا به کسانی که دوست داشته باشند تو وبلاگ بزارم.فقط کافیه تو قسمت نظرات منو از دیدگاه خودتون اگاه کنید.پس نظر یادتون نره.مرسی و خدا حافظ.
**** "منوچهر" که در تمام اين مـدت سراپا گوش است ، از شناختن خداوند عـشق و دلـبري مدهـوش مي شود. (( پايان داستان زهـره و منوچهر )) |
|
2 نوشته شده در
جمعه 1 اردیبهشت1385ساعت 3:47 قبل از ظهر به قلم حسین |
|
|
خانه شیطونک ارتباط باشیطونک بایگانی شیطونک |
| درباره شیطونک باحال |
welcome
سلام.از اينكه سري به اين وبلاگ ميزنيد خوشحالم. اميدكه مطالب وبلاگ انقدر برايتان مفيد يا يرگرم كننده باشدكه بعد ازاين هم باز به ما سر يزنيد. باتشكر. مديريت وبلاگ |
| نوشته های قبلی من |
|
آبان 1388 تیر 1388 اردیبهشت 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 |



